با اينكه دوره عمر ما خيلی كوتاه است حدود دو سوم از عمر كوتاه ما در اين ميگذرد كه از كندی مرور زمان ناراضی هستيم و شب و روز در نظر ما خيلی بلند جلوه ميكند و همواره ميخواهيم امروز بگذرد و فردا بيايد.

گويی به مرگ وعده داده ايم كه در حدود امكان زودتر به ملاقات او برويم.

حال ما شبیه جوانی است که چند ساعت دیگر با معشوق خود قرار دارد و ساعت به دست گرفته و برای دیدن معشوق خود لحظه شماری میکند.