عمر انسان
اول از همه شب یلدا رو خدمت همه ایرانیان و به خصوص دوستان خوبم تبریک میگم و امیدوارم که همیشه سالم و سرحال باشید.![]()
![]()
![]()
در ضمن این مطلبی که در این پست مینویسم سخن موریس مترلینگ نیست و این مطلب رو یکی از دوستان خوبم سارا ( وبلاگ اسیر دل ) برام فرستاده و چون خیلی قشنگ بود گفتم بزارم تو وبلاگ تا شما هم بخونید.بعد از این همچنان بر میگردیم بر سر سخنان مترلینگ و آنها رو ادامه می دهیم.
بازهم منتظر نظرات خوبتون هستم.
خداوند گاو را آفرید و فرمود: وظیفه ی تو این است که در گرما و سرما برای دیگران کار کنی و ۶۵ سال عمر می کنی. گاو گفت: خداوندا برای این زندگی ۶۵ سال زیاد است ۳۵ سال از عمر من کم کن!!!! و خداوند قبول کرد.
سپس میمون را آفرید وفرمود: وظیفه ی تو شکلک درآوردن و خنداندن سایر موجودات است و ۳۰ سال عمر می کنی.میمون گفت: خدایا برای این زندگی نیز ۳۰ سال زیاد است از عمر من هم کم کن!!! و خداوند ۱۵ سال از عمر میمون کاست.
این بار سگ را آفرید و فرمود: وظیفه ی تو هم محافظت از منازل صاحبانت است و باید یک جا بنشینی و به هر موجود مشکوکی پارس کنی و ۲۰ سال عمر می کنی. سگ نالید و گفت: خدای من این زندگی نیز سخت است و من هم ۲۰ سال عمر نمی خواهم!!!! خداوند از عمر او نیز ۱۰ سال کم کرد.
و نوبت به انسان رسید...خداوند پس از آفرینش او فرمود : تو برای خوردن,نوشیدن,خوابیدن و خوش گذراندن آفریده شده ای و ۲۵ سال عمر می کنی.انسان گفت: خدایا برای این زندگی ۲۵ سال کم است آنچه از عمر گاو و میمون و سگ گرفتی به من بده و پروردگار پذیرفت.
ناگهان صدای اعتراض سایر موجودات برخواست که چرا ما نمی توانیم سهمی از عمر گاو و میمون و سگ داشته باشیم و همه ی آنها به انسان بخشیده شد؟؟؟
خداوند جواب داد: نگران نباشید!!!!انسان فقط همان ۲۵ سال از عمر خود را دوست خواهد داشت زیرا ۳۵ سال از عمرش را مانند گاو کار می کند تا خرج خانواده ی خود را تامین کند و ۱۵ سال بعد مانند میمون شکلک در می آورد تا نوه های خود را سرگرم کند و ۱۰ سال آخر عمر خود را نیز مانند سگ یک جا می نشیند و به اطرافیانش پارس کرده و پاچه همه را می گیرد!!!!!