.:. موريس مترليِنگ .:.

.:. اندیشه های یک مغز بزرگ .:.

بازگشت دوباره !!!

با سلام خدمت همه دوستان :


با عرض پوزش از غیبت بسیار طولانی میخواستم بگم :


این وبلاگ دوباره از تیر ماه راه اندازی میشود !!!

+ نوشته شده در  سه شنبه 25 فروردین1388ساعت 15:14  توسط هومن  | 

شیطان

اگر شيطان حقيقتا وجود داشته باشد چرا مطابق عقيده ما بايد شرورترازانسان باشد ؟؟؟

بيچاره شيطان كه در كره خاك بد نام است. زيرا شيطان جز خود ما هيچكس نيست و ما به اميد اينكه خويشتن را درحضورخود تبرئه كنيم تمام كينه ها و حسدها و دشمنی ها و بيرحمی ها را در وجود موهومی به نام شيطان جا داده ايم.

**********

واقعا شنيدن بعضی از داستان هايی كه اجداد ما به آنها اعتقاد مطلق داشتند باعث حيرت شنونده می شود.

 

در اين داستان ها مي گويند شيطان در ابتدا فرشته بود و بعد از اطاعت امر آفريننده سرپيچی كرد.

 

ولی فكر نمي كنند كسی كه فرشته بوده و اين اندازه به خدا نزديك باشد قطعا خدا را بهتر از ما كه انسان هستيم مي شناسد و می داند كه اگر سرپيچی نمايد حتما محو خواهد شد و به عذاب هميشگی گرفتار مي شود.

 

در اين صورت چگونه ممكن است سرپيچی نمايد ؟؟؟

مگر اينكه بگوئيم فكر و هوش او و هم قطارانش خيلی كمتر از هوش انسان است كه آن وقت با فرشته بودن او منافات دارد.
 
+ نوشته شده در  پنجشنبه 6 تیر1387ساعت 3:18  توسط هومن  | 

برای چه بترسیم ؟؟؟

فرض كنيم كه من مرده ام.آن وقت از چهار حال خارج نخواهد بود :

1- يا بعد از مرگ نيست خواهم شد يعنی نمی دانم كه من نيستم و دنيا هم برای من وجود ندارد.در اين صورت دليلی ندارد كه بترسم زيرا وقتی از مرگ خود بی اطلاع بودم و ندانستم كه هيچ شده ام هيچ علتی برای ترسيدن وجود ندارد.

2- حال دوم اين است كه من نيست نمی شوم و از بين نميروم بلكه زندگی خود را تغيير ميدهم يعنی بدون اينكه كسی با من كاری داشته باشد و توضيحاتی بخواهد از دنيای كنونی وارد دنيای روحانی ميشوم.اين حالت هم نبايد باعث وحشت من بشود زيرا روح من در آن دنيا به راحتی زندگی ميكند و چون فاقد جسم هستم هرگز درد و شكنجه نخواهم كشيد زيرا تمام دردهای ما ناشی از جسم است و بالاخره چون روح مقيد به جسم نيست در آن دنيا وظيفه زندگی كردن را بهتر خواهد دانست.

3- حالت سوم اين است كه در موقعی كه وارد دنيای روحانی ميشويم شخصی از من بازخواست كرده و توضيحات خواهد خواست.در اينجا از دو حال خارج نيست : يا اين شخص يعنی آفريننده بافهم است و يا نفهم.اگر نفهم باشد من را محكوم به مجازات های سخت خواهد نمود.ولی محال است كه آفريننده نفهم باشد و او حتما دارای فهم ميباشد.

4- اگر بافهم باشد "كه حتما همينطور است" متوجه خواهد شد كه زندگانی و مرگ اين دنيا بقدر كفايت مرا تنبيه كرده و هرگز مرا به شكنجه و عذاب هميشگی محكوم نخواهد نمود زيرا يك خدای باهوش و چيزفهم چيزی را كه خود آفريده دچار بدبختی جاويدان نخواهد كرد.

برای اينكه او همه چيز را ميداند و خواهد دانست و روزی كه مرا آفريد اگر ميدانست كه برای هميشه مرا محكوم به مجازات خواهد كرد ديگر برای چه مرا آفريد ؟؟؟
+ نوشته شده در  سه شنبه 21 خرداد1387ساعت 23:15  توسط هومن  | 

نفهمیدن

آن چه انسان هرگز نخواهد فهمید این است که چگونه در مقابل کسی که ما را آفریده و همه چیز ما از اوست مسوول خواهیم شد و او از ما بازخواست خواهد کرد ؟!؟!؟
+ نوشته شده در  دوشنبه 23 مهر1386ساعت 19:37  توسط هومن  | 

آیا باقی میماند ؟!؟

این همه پیغمبرها گفته اند که روح باقی میماند و چنین و چنان میشود. اما هیچکس توجه نکرده که آیا روح ما قابل بقا هست یا نه ؟؟؟

شما را بخدا روح ما با این افکار پست و اندیشه هایی که از حدود معده و شهوت تجاوز نمینماید آیا اگر از بین برود بهتر نیست ؟!؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه 31 مرداد1386ساعت 21:37  توسط هومن  | 

گناه و مجازات

چیزی را که ما نمیتوانیم بفهمیم ضد و نقیض زندگی انسان است.

زیرا از یکطرف طبیعت یا خدا انسان را آفریده که حتما مرتکب گناه میشود و از طرف دیگر به ما میگویند که هر کسی که مرتکب گناه گردید در جهان مجازات خواهد دید !!!

 

بهتر این بود که از روز نخست ما را طوری میافریدند که قدرت ارتکاب گناه را نداشته باشیم.نه آنکه ما را بیافرینند و بعد کیفر بدهند !!! 

+ نوشته شده در  دوشنبه 8 مرداد1386ساعت 17:4  توسط هومن  | 

اختیار و اجبار

تا وقتی که من و شما دارای مغز هستیم محال است که بتوانیم دانائی خداوند را با اختیار خودمان در زندگی وفق بدهیم!

یعنی همینکه ما گفتیم خداوند دانا و تواناست و همه کار را می توانست و میتواند بکند و قادر به پیش بینی همه چیز بوده و هست دیگر نمی توانیم بگوئیم که ما در کار خود اختیار داریم و هر چه دلمان بخواهد خواهیم کرد!

زیرا هر فکری که شما برای امروز ویا آینده بکنید و هر کاری را که امروز و یا در آتیه انجام بدهید قبلا از طرف خدا پیش بینی شده و اگر پیش بینی نمیشد و او قادر نبود که وقایع آینده را ادراک نماید خدا نبود و همینکه پیش بینی کرد ناچار آن کار اتفاق خواهد افتاد ودیگر اختیار از دست شما خارج است!

تمام وسائل و کتابهائی که علمای مذهبی در این خصوص نوشته اند و خواسته اند که موضوع آزادی انسان را با علم وتوانائی خداوند وفق بدهند جز یک سلسله کلمات پوچ و میان تهی چیزی نیست و فاقد معنی میباشد!

انسان در یک صورت می تواند در این جهان اختیار داشته و هر چه دلش می خواهد بکند و آن در صورتی است که خداوند یعنی کسیکه دانا و توانای مطلق است وجود نداشته باشد! و همینکه این دانا و توانای مطلق وجود داشت دیگر من و شما اختیار نداریم و تمام کارها بدست او انجام می گیرد!

کسانیکه بین خدا و جهان فرق میگذارند و عقیده دارند که این دو باهم متفاوت هستند می گویند این جهان است که نادان و ناتوان می باشد و در نتیجه نمی تواند وقایع آینده ما را پیش بینی نماید بنابراین ما در جهان آزاد هستیم وهرچه دلمان بخواهد میکنیم !

ولی این اشخاص خود بخویشتن جواب رد می دهند زیرا همینکه بین جهان و خداوند فرق گذاشتند لازمه اش این است که خداوند آفریننده جهان باشد و اگر جهان چیزی نمیداند خدا ناچار باید همه چیز را بداند وگرنه خدا نیست!

پس ما فرضا جهان را نادان بدانیم نمیتوانیم خداوند را نادان بدانیم و او حتما دانای مطلق است و با این سمت و توانائی خویش تمام اعمال ما را برای همیشه مشاهده و پیش بینی نموده و چیزی را هم که او دید و پیش بینی کرد حتما اتفاق خواهد افتاد اعم از اینکه ما بخواهیم یا نخواهیم و به عبارت صریح ما در کارهای خود اختیار نداریم بلکه مجبورمی باشیم!

+ نوشته شده در  دوشنبه 18 تیر1386ساعت 20:51  توسط هومن  | 

صحبت های دیگران

یکی از صحبت هایی که مرا سرگرم مینماید اظهارات دانشمندان مذهبی و دینی است که بطرزی موثر در خصوص اراده و پیش بینی و مقصد و نقشه های خدا صحبت میکنند و چنان به گفته خود اعتقاد دارند که گویی ظهر آن روز با خدا ناهار خورده اند!!!
+ نوشته شده در  سه شنبه 5 تیر1386ساعت 18:51  توسط هومن  | 

گناه من

برای چه می بایستی در آتش جهنم بسوزم و دچار عذاب باشم ؟؟؟ گناه من چیست و چه کرده ام ؟؟؟

 

خواهید گفت که گناه تو این است که خدا را نشناخته ای !!! ولی نشناختن خداوند گناه من نیست زیرا خود او نخواست که من او را بشناسم وگرنه من را طوری می آفرید که قادر به شناسایی او باشم.

تمام افکار و نظریاتی که من درباره خدا دارم او در وجود من قرار داده.زیرا بالاخره باید این حقیقت را قبول کرد که همه چیز را خود او آفریده است و اگر گاهی هم از خداوند سوال کنم که " تو کیستی و چیستی؟؟؟ " باز این پرسش را او در وجود من گذاشته است.

بنابراین من چه گناهی دارم ؟؟؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه 30 خرداد1386ساعت 4:46  توسط هومن  | 

بعد از مرگ !!!

من نمیدانم که به چه مناسبت اموات باید دارای مقام و احترام خاصی باشند.

برای چه وقتی یکنفر مرد تمام خطاها و اشتباهات او را فراموش کرده و در عوض درباره محاسن و مزایای او صحبت میکنند ؟!؟!؟!

حتی اگر بعد از مرگ او خیانت ها و گناهان جدیدی از مرده کشف شود او را میبخشند.

پس از این قرار تا وقتی که شخص فوت ننماید ما آنطور که شاید و باید او را دوست نداریم.

حال خیلی غریب است که ما درباره آنهایی که زنده هستند اینطور رفتار نمیکنیم و اگر درباره آنها اینطور رفتار میکردیم زندگی ما در این جهان خیلی لذت بخش میشد و بسیاری از مصائب و بدبختی ها از بین میرفت !!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 23 خرداد1386ساعت 22:56  توسط هومن  | 

در انتظار چه هستید ؟؟؟

اگر از شما بپرسند که در این جهان در انتظار چه هستید چه پاسخ خواهید داد؟ اگر از اشخاص عادی باشید "که نود و نه درصد مردم از اشخاص عادی هستند" خواهید گفت که من دراین دنیا انتظار دارم که پس از مرگ مستقیما وارد بهشت شده ودر حالی که عمر جاویدان خواهم داشت تا پایان عالم اغذیه لذیذ بخورم و از لذت عشق و شهوت برخوردار شوم و آهنگ های طرب انگیز بشنوم و ... ولی غافل از این هستید که پس از رفتن در بهشت و داشتن عمر و جوانی همیشگی که هرگز دچار خزان پیری و بیماری نخواهید گردید دیگر از خوردن و نوشیدن و خوابیدن و شهوترانی لذت نخواهید برد و بزودی زندگی یک نواخت بهشت شما را خسته و کسل خواهد کرد زیرا چیزی که در این دنیا خوردن و خوابیدن و غیره را برای شما لذت بخش کرده ترس از مرگ و از دست دادن این لذات است و روزی که این لذات جاوید شد یعنی مرگ برای شما وجود نداشت همه چیز عادی خواهد گردید! در جای دیگر گفته ام که اگر شما را به بهشت ببرند پس از یکسال اقامت کسل شده واز در بهشت خارج گردیده و در جستجوی نقطه دیگری هستید که تغییری در زندگی شما بدهد!!!
+ نوشته شده در  چهارشنبه 2 خرداد1386ساعت 0:20  توسط هومن  | 

ما انسانها !!!

ما انسانها اینطور آفریده شده ایم که اگر بدانیم میلیونها سال در جهان باقی خواهیم ماند ولی قرین اندوه و بدبختی خواهیم بود راضی می شویم و حتی خوشحال میگردیم لیکن اگر بفهمیم که از بین میرویم و در عوض هیچ شکنجه و رنج نخواهیم کشید اندوهگین و مایوس می شویم !!!
+ نوشته شده در  جمعه 21 اردیبهشت1386ساعت 0:54  توسط هومن  | 

دیوانه

ما نباید از حرکات و گفتار یک دیوانه حیرت کنیم. زیرا بیست و چهار ساعت شب و روز مشغول تماشای دیوانگی و حرکات بی رویه طبیعت هستیم و انگار که ما بر طبیعت برتری داریم زیرا خود را در قبال او عاقل می بینیم.

اما اول باید منتظر بود که بفهمیم اساس دنیا بر عقل استوار است یا جنون ؟؟؟ و به عبارت دیگر آیا عقل هم یکی از نواقص زندگی ماست که با توسل بدان می خواهیم کشتی زندگی حقیر و ناچیز خود را به ساحل نجات برسانیم و یا برعکس ,عقل يكی از امتیازات ماست ؟!؟!؟!

زیرا ممکن است عقل هم یکی از نواقص زندگی ما باشد و برای موجودات عالی تر هیچ معنی نداشته باشد.

مثلا عقل شما می گوید که وسط کوره کارخانه آهن گدازی نروید زیرا خاکستر خواهید شد.ولی موجود عالی تری که بیم از آتش ندارد و حتی چندین میلیون درجه گرمای کره خورشید را تحمل می کند به استدلال عقلانی شما می خندد و با چشم حقارت به شما می نگرد و تفرج کنان از وسط کوره آهن گدازی عبور می نماید.

+ نوشته شده در  جمعه 14 اردیبهشت1386ساعت 22:43  توسط هومن  | 

بی پایان

از تصاویر و اشکال مختلف خداوند یگانه شکلی که تا اندازه ای به فهم ما نزدیک می باشد بی پایان بودن اوست و ما از صفات خداوند فقط همین یکی را تا اندازه ای می فهمیم و باقی صفات و اشکال او برای ما مجهول می باشد !!!
+ نوشته شده در  شنبه 8 اردیبهشت1386ساعت 0:41  توسط هومن  | 

بازی غایم موشک !!!

گاهی اوقات مرگ بازی غایم موشک دارد. به این طریق که ناگهان از گوشه ای به در آمده گریبان شخصی را که هیچ به مرگ فکر نمی کرد می گیرد و او را با خود می برد.

این است یکی از تفریحات او !!!

+ نوشته شده در  دوشنبه 3 اردیبهشت1386ساعت 22:35  توسط هومن  |